زونكن دیجیتال
بازخوانی ادبیات انقلاب یك ضرورت است.
درباره وبلاگ


با سلام از اینکه وبلاگ منو قابل دونستی و به اون سر زدی ممنونم امیدوارم بتونم توی وبلاگ با مطالبی که می نویسم نظرتو جلب کنم.آخه هدف من اینه که توی این وبلاگ به صورت منطقی و مستدل راجع به موضوعات مهم بحث و گفتگو داشته باشم.من یک طلبه هستم و افتخارم اینه که نوکری امام زمان(عج) را می کنم.

مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
با سلام
چندتا سئوال داشتم که در انتها به بعضی از اونها جواب می دم:
کسانی که با تئوری حکومت دینی مخالف هستندبه نظر شما پایگاه استدلالشون کجاست؟
کسانی که از تئوری حکومت دینی حمایت می کنن خاستگاه نظراتشون کجاست؟
اختیارمون با خدامون باشه یا با خودامون؟
اصولا کدام یک از این دو نظر فوق عقلی و منطقی به نظر می رسد؟
...............................................................؟
........................................................................؟
................................................................................؟
به نظر من خاستگاه اعتقاد و استدلال کسانی که حکومت دین رو بر مردم نمی پذیرند یا حداقل دایره اونرو کوچیکتر می بینن چه در کشور ما و چه هر جای دنیا اینه که نگاه اونا به دین یک نگاه حداقلی است یعنی اونا قائل هستند که دین برنامه ی کاملی برای همه ابعاد زندگی انسان نداره و خدا به انسان عقل داده تا با اون بتونه راه درستو از راه غلط تشخیص بده و دیگه نیاز نیست گستره ی دین رو تا اداره دنیا هم بکشونیم و در کل به صورت خلاصه می گن دنیا و آخرت (البته به اعتقاد اونا اگه آخرتی باشه) دو دنیای کاملا جدا هستند که هدایت در دنیا به عهده عقل و در آخرت به عهده خداست و اصولا سعادت اخروی رو از سعادت دنیوی جدا می دونن.
خاستگاه نظریه دوم یعنی کسانی که حیطه و حدود دین رو وسیع می دونن اینه که دنیا مزرعه آخرته یعنی هر چی که تو این دنیا بکاری تو دنیای دیگه یعنی آخرت برداشت خواهی کرد:
از مکافات عمل غافل مشو            گندم از گندم بروید جو ز جو 
یعنی معتقدند که خدای متعال که مصالح و مفاسد خلایق را بهتر از خودشان می داند محال عقلی است که برنامه سعادت دنیا و آخرت را در دین خاتم برای کمال بشر قرار نداده باشد به عبارت دیگر اگر تکامل الهی و دنیوی انسانها رو گنج گم شده بشر فرض کنیم دین نقشه راهنمای پیدا شدن این گنج محسوب می شه.
در بررسی این دو نظریه معلوم می شود کسی که ولایت فقیه را نمی پذیرد یا مشروط و مقید می پذیرد نگاهش به دین یک نگاه حداقلی ست و کسی که ولایت فقیه را مطلقه و بدون قید می پذیرد نگاه حداکثری به دین دارد و دین را ضامن سعادت دنیوی و به تبع آن زندگی اخروی می داند.
حالا سئوال سوم را کمی بیشتر توضیح می دم تا دوستان بتوانن بیشتر و بهتر به آن پاسخ بدن چون درست سئوال کردن نصفی از جواب را توش داره:
به نظر شما معقول و منطقی است که انسانها با اراده خودشون، اختیار خود را به انسانهایی مثل خودشان بدن که اونا هم هیچ فرقی با خودشون ندارن و مثل بقیه انسانها در معرض اشتباه و خطا هستن و آیا اصلا تضمینی برای خطا نکردن اونا وجود داره؟
اگه جواب شما مثبته( که البته بعید می دونم که هیچ آدم عاقلی جواب مثبت به این سئوال بده) پس چرا وقتی که دارید از تو یه کوچه رد می شید و یه دیونه به شما می گه که آخر این کوچه یه پلنگ نشسته و آدم ها رو می خوره شما احتمال خطر رو جدی می گیرید و از یه راه دیگه می رید؟
آیا اطمینان و به دین و دستورات خدا ضرر داره یا اطمینان به عقل و علم استدراجی و تدریجی الوصول(علمی که به مرور به دست می آید).
 امروز ظهر دانشمندان علم پزشکی می گفتند که نوشیدن زیاد چای عمر رو کم می کنه و توی اخبار علمی شب اعلام کردن که نوشیدن چای عمر انسان رو زیاد می کنه؟؟!!
کدوم حرف درست؟ بخوریم یا نخوریم؟
حرف دانشمندان رو قبول کنیم، دموکراسی رو قبول کنیم که ساخته وزاییده ذهن ناقص بشر برای فرار از دست کلیساست؟
 یا ولایت خدا و پیامبر و امامان معصوم و فقهای عظیم الشأن رو در زمان غیبت معصوم بپذیریم؟
علم مطلق قابل اطمینانه یا علم ناقص بشری که هنوز در حال آزمون و خطاست؟
آخرین سئوال رو شما جواب بدین کدام استدلال منطقی تره؟
 


منبع:
http://zonkan1404.blogfa.com

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی