زونكن دیجیتال
بازخوانی ادبیات انقلاب یك ضرورت است.
درباره وبلاگ


با سلام از اینکه وبلاگ منو قابل دونستی و به اون سر زدی ممنونم امیدوارم بتونم توی وبلاگ با مطالبی که می نویسم نظرتو جلب کنم.آخه هدف من اینه که توی این وبلاگ به صورت منطقی و مستدل راجع به موضوعات مهم بحث و گفتگو داشته باشم.من یک طلبه هستم و افتخارم اینه که نوکری امام زمان(عج) را می کنم.

مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان

به نام خدا

ولایت الهیه مطلقه مفوضه فقیه در چند جمله ساده قابل طرح و بررسیه، ولایت یعنی سرپرستی به سمت کمال پس معلوم می شود که هر کسی که ولی باشد باید جامعه خویش و کسانی که را که تحت ولایت او هستند به سمت کمال الهی یا غیر الهی سوق دهد که البته در در جهت غیر الهی دیگر نامش کمال نیست  بلکه آنرا شقاوت و نقص باید نامید، لفظ الهیه برای مشخص و ممیز شدن ولایت الهیه از غیر الهیه است قید مطلقه یعنی هر تصمیم و فعلی که در جهت ولایت الهیه جامعه نیاز باشد در حدود اختیارات ولی می باشد و قید مفوضه نیز موید این مطلب است که این نوع از ولایت افاضه شده از سوی امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف می باشد و آخرین قید نیز موید این مطلب است که چنین ولایتی باید از سوی فقیه شرعیت دارد.

 

حال همچنان که برای اثبات نبوت و امامت به قاعده لطف تمسک می کنیم، باید بگوییم که مگر ممکن است در شرع مقدس راجع به مسواک زدن سخن گفته شده باشد ولی راجع به امر ظهور و ساز و کار بستر سازی ظهور حضرت ولی عصر عج حرفی به میان نیامده باشد، مگر می شود برای تربیت فرزند و مدیریت منزل بحث داشته باشیم ولی راجع به مدیریت و هدایت جامعه اسلامی به سمت ظهور و کمال خودش بحثی نباشد و فقط در حد ولایت فقیه بر صغیر  و محجور بسنده شده باشد، هیچ منطقی و هیچ عاقلی این حرف را در مورد دینی به کمال اسلام که به عنوان آخرین دین آمده است نمی پذیرد.

لذا ضرورت هدایت و سرپرستی جامعه اسلامی توسط فقیه جامع الشرایط انکار ناپذیر است، فقط بحث راجع به این مطلب است که آیا این سرپرستی برای همه فقهاء به صورت دسته جمعی است یا انحصاراً در هر زمان این مسئولیت به عهده فقیه ترین و  شجاع ترین و مدیر و مدبرترین و .... می باشد که با توجه به هجمه جهانی کفر  و عدم کارآیی اداره جامعه به صورت شورایی و لزوم تصمیم گیری سریع دقیق و موثر در مقابل تهدیدات دشمنان قسم دوم یعنی وجود یک پرچم دار توحید در هر عصر و زمان به اثبات عقلی می رسد.

نظر شما چیست؟



نوع مطلب :
برچسب ها : ولایت فقیه، امامت، نبوت، دموکراسی، ولایت الهیه مطلقه مفوضه فقیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 27 شهریور 1396 12:55 ق.ظ
I just like the valuable info you provide on your articles.
I'll bookmark your blog and test again right here regularly.
I'm moderately certain I'll be informed lots of
new stuff right right here! Best of luck for
the following!
شنبه 21 مرداد 1396 02:57 ق.ظ
I'm extremely impressed along with your writing skills and also with the format
on your blog. Is that this a paid subject matter or did
you modify it yourself? Anyway keep up the excellent high quality writing, it is uncommon to peer a nice weblog
like this one these days..
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:53 ق.ظ
Helpful info. Fortunate me I found your website accidentally, and I am shocked why this twist of fate didn't came about earlier!

I bookmarked it.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:19 ق.ظ
I blog often and I really thank you for your content.
This great article has really peaked my interest.
I am going to take a note of your blog and keep checking for new information about once per
week. I opted in for your RSS feed too.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:59 ق.ظ
whoah this blog is wonderful i really like studying your posts.
Stay up the good work! You already know, many people are searching around for this information, you can help them greatly.
یکشنبه 3 مرداد 1389 02:36 ب.ظ
سلام مجید جان
خوبی؟
سر نمیزنی به آدرس جدیدم!
التما23آ
شنبه 2 مرداد 1389 07:00 ق.ظ
«امام صادق علیه السلام می فرمایند :مردم راهی جز معرفت ما ندارند و به خاطر نشناختن ما عذری از ایشان پذیرفته نیست . هر كس معرفت ما را داشته باشد مومن و هر كه ما ( مقامات ما را ) انكار كند كافر است و كسی كه معرفت ما را نه اقرار و نه انكار نماید گمراه است ....؟»

البته عقل می گوید اگر همه فقیهان پرچمدار توحید باشد بهتر می توان به اهداف دست یافت چون منافاتی ندارد رهبری شورایی باشد وهمه شان یك صدا باشند .
مجید محمد جان سلام
از اینکه روایتی زیبا از امام صادق برایمان نقل کردید ممنون هستم، و متشکر که قابل دونستید و به ما سر زدید و نظر دادید، اما باید بگویم که عقلا محال است که همه فقهای یک عصر پرچمدار توحید باشن، و باز هم به حکم عقلی شورایی شدن رهبری و نداشتن رهبری واحد خلاف مصلحت یک کشور علی الخصوص ایران اسلامی که این همه دشمن علیه ش شب وروز در حال توطئه هستند
چهارشنبه 30 تیر 1389 12:24 ب.ظ
خداوند بی نهایت است ، اما ،به قدر نیاز تو فرود میآید

به قدر آرزو های تو گسترده میشود و به قدر ایمان تو کارگشا میشود . . .
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:24 ق.ظ
7- اولا تمام اشکالات ولایت فقیه بر دموکراسی بار نیست گرچه معتقدم دموکراسی از جهاتی دارای اشکال است ثانیا دموکراسی مخالف ورود دین به عرصه اجتماع نیست و مردم می توانند بر طبق عقاید و باورهای خویش برای وضع قوانین، تصمیم بگیرند و احکامی را که می پندارند احکام خداوند است در جامعه تبدیل به قانون نمایند. ثالثا من نمی دانم شا چرا فکر می کنید که دموکراسی یعنی جامعه تک حزبی یا دو حزبی یا جامعه ای که سرمایه داران قدرتمندند البته این ها می تواند به عنوان دموکراسی اتفاق بیفتد اما لزوما دموکراسی این گونه نیست دموکراسی یک تعریف مشخص دارد و آن هم حکومت مردم بر مردم است به عبارت دیگر حوزه های عمومی ملک مشاع شهروندان است و شهروندان خود برای ملک مشاع خویش تصمیم خواهند گرفت و این البته عادلانه ترین نوع حکومت است.8- و در آخر این که شما گفته اید ولایت خداوند چگونه در جامعه جاری خواهد شد؟ گفتم که با وجود شهروندان ملتزم به شرع، احکام خداوند نیز جاری خواهد شد و ما برای داشتن حکومتی که احکام شرع را برآورده نماید نیاز به شهروندان مومن داریم تا در ملک مشاع خویش تصمیماتی مطابق با شرع بگیرند و نه به حاکمی فقیه که جامعه را به کمال برساند که این خود "دور" است از آن رو که کمال و راه رسیدن به آن را حاکم فقیه تشخیص بدهد و او را بشود بر مبنای این را مواخذه نمود توجه دارید که این روش ممتنع است. هنوز هم تاکید می ورزم که دموکراسی، عادلانه ترین روش حکومت کردن است.
ارسال پاسخ

مجید در بحث هفتم فرموده اید که همه اشکالات ولایت فقیه بر دموکراسی باز نیست اما هیچ دلیل بر این مدعای خود نیاورده اید، در قسمت دوم گفته اید که دموکراسی مخالف ورود دین به عرصه اجتماع نیست!!! این نکته بسیار جالبی است گویا شما خاستگاه دموکراسی که رنسانس می باشد را فراموش کرده اید و یا قصد دارید تئوری دموکراسی را بومی کرده و متناسب با باورها و هنجارهای اسلامی آنرا ارائه دهید وقتی شما در نظریه ولایت فقیه پیاده شدن احکام حکومتی اسلام را بر اساس قانون نمی پذیرید چگونه قائل به این مطلب هستید که مردم بر طبق عقاید و باورها خود می توانند قانون وضع کنند و تصمیم بگیرند وقتی یک متخصص در امور دین را از تشخیص موضوعات اصلی و کلان جامعه مبرا می دانید چطور مردمی که در امر دین تخصصی ندارند و اکثر باورهای غلط به جای دین در بین آنها رایج است می توانند دین را تبدیل به قانون کنند. در قسمت چهارم شما احتمالا شما بر اساس مطالعات وسیع کتابخانه ای فرموده اید که که دموکراسی جامعه تک حزبی یا دو حزبی نیست یا جامعه ای که سرمایه داران قدرتمندند نیست و باز بر اساس همان مطالعات وسیع کتابخانه ای فرموده اید که دموکراسی یک تعریف مشخص دارد و آن هم حکومت مردم بر مردم است!!! می خواهم سئوال کنم اولا آنچه که در جهان اتفاق افتاده همان است که در کتابها نوشته اند، یعنی شما می توانید در آمریکا یک حزب اسلامی تشکیل داده و در انتخابات های آنجا شرکت کنید یا اینکه باید تحت حمایت یکی از شرکتهای بین المللی و سرمایه داران آنها و به تبع آن همسو با آنها باشید، آن چیزی که در کتابها نوشته اند بسیار شیرین و دلچسب است و آنچه که در عمل واقع افتاده 180 درجه متفاوت است.
در ادامه فرموده اید که ولایت خداوند بواسطه شهروندان ملتزم به شرع در جامعه جریان خواهد یافت و این در نوع خود طرحی منحصر به فرد است!!! یعنی در جامعه که گرایشات و تمایلات عموم جامعه به دست رسانه های در اختیار لابی ها سرمایه داری است و حتی مراکز پژوهشی و قانون گذاری در خدمت آنهاست چگونه چنین انتظاری در نظام دموکراسی دارید، اینها همه گذشته از آن است که بحث دموکراسی یعنی تجمیع و تحریک اختیارات اجتماعی بعد از ایجاد تجمیع و تحریک سرمایه و برای پشتیبانی از سرمایه طراحی و تنظیم شده است.
موفق و موید باشید
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:23 ق.ظ
5- عقل، به تنهایی ملاک نیست اما مهمترین ابزار بشر عقل اوست و تکلیف او نیز در حد وسع عقلش است. از سوی دیگر در روایات از پیامبر اکرم آمده است که خداوند دو رسول فرستاده است رسول بیرونی که پیامبرانند و رسول درونی که عقل است. علاوه بر آن بازهم تاکید می کنم و بسیار تاکید می ورزم که مشکل در ولایت و یا امامت رسول خدا و 12 امام نیست بلکه مشکل در ولایت فقیه است. لطفا خلط موضوع نفرمائید و به صراحت می گویم که دلایل تفویض ولایت امام زمان به فقیه ناتمام است و فاقد وجه. از سوی دیگر خوب است متوجه باشید که عمر نظریه ولایت فقیه به حدود 200 سال پیش و ملا احمد نراقی می رسد و عمر ولایت مطلقه ظاهرا به اواخر دهه 1360 هجری شمسی خوب است توجیه بفرمائید که حدود 1000 سال از غیبت امام زمان تا ملا احمد نراقی ، جامعه شیعه بدون نظریه ولایت فقیه، چه حال و روزی داشته است؟ 6- حال به پاسخ سوال های شما می رسیم: سلب هیچ گاه مستلزم ایجاب نبوده و نیست اگر من ولایت فقیه را نقد می کنم هیچ الزامی وجود ندارد که نظریه ای جایگزین برای آن داشته باشم البته اگر داشته باشم بسیار بهتر است
مجید اما در جواب به بحث پنجم شما که فرمودید مشکل در ولایت و امامت رسول خدا و 12 امام نیستبلکه در ولایت فقیه است، باید عرض کنم که اگر منابع اسلامی و به خصوص قرآن را مورد دقت قرار دهید متوجه خواهید شده در عالم دو جبهه اصلی بیشتر نداریم یک طرف همیشه باطل است و طرف دیگر همیشه حق است و در این میان نیز یک جامعه التقاطی داریم که در شرایط مختلف تمایل و کشش آن به سوی یکی از این دو جامعه است حال تمام درگیری این دو جبهه بر گسترش و بسط ولایت خدا (به تبع آن ولایت رسول الله و ائمه اطهار) در زمین باشد یا ولایت کفر و ابلیس، اصلا موضوع تاریخ که از هبوط حضرت آدم تا روز قیامت می باشد همین است لذا ولایت فقیه نمی تواند چیزی جدای از ولایت رسول الله یا ائمه اطهار باشد و البته دموکراسی نیز نمی تواند چیزی جز ولایت ابلیس و کفر باشد(که البته دلایل این حرف را در جای خود مطرح خواهم کرد) اما اینکه دلایل تفویض ولایت امام زمان به فقیه را ناتمام می دانید و فاقد وجه!! خود جای تأمل است، زیرا هم دلایل نقلی و هم عقلی در این موضوع فراوان است. اما در مورد اینکه فرموده اید با گذشت حدود 1000 سال از غیبت امام زمان و عمر نظریه ولایت فقیه به 200 سال جامعه شیعه در آن سالها بدون نظریه ولایت فقیه چه حال و روزی داشته است باید عرض کنم در فلسفه تاریخ وقتی از دوره های تاریخی بحث می کنیم در دوره دوم تاریخ که دوره عقلانیت تاریخ است سه برش عرضی خواهیم داد دوران طفولیت تاریخ، دوران بلوغ تاریخ، دوران تکامل تاریخ که این دوران از بعثت نبی مکرم اسلام شروع و تا ظهور آخرین حجت حق حضرت ولی عصر عج در زمین ادامه خواهد داشت که در دو مقطع طفولیت و اواسط بلوغ دوره دوم تاریخ جامعه شیعه به خاطر شرایط و خطرات و تهدیدات و مقدورات خویش مکلف به حفظ سند بوده است یعنی اینکه علمای بزرگوار شیعه در پرتو هدایت ائمه اطهار و راهنمائی ها انان وظیفه سالم و صحیح نگه داشتن اسناد و روایات امامان خویش و رساندن آنها به نسل های بعد و جلوگیری از تحریف و انهدام آنها را داشته است و در طی این مدت درک و استضائه آنها از امر ولایت متفاوت و متغییر بوده است و اگر باز هم خوب تاریخ شیعه را ورق بزنیم متوجه می شویم به لحاظ حکومتی هیج وقت شیعیان حکومتی متناسب با تعالیم اهل بیت نداشته اند و همیشه تحت سیطره اهل سنت یا پادشاهان بوده اند و به مرور که احکام و ارزشهای اسلامی شیعه از طرف برنامه های حاکمان وقت مورد تعرض قرار می گرفته احساس نیاز به حکومت نیز در آنها ایجاد شده است تا اینکه توانسته اند با استناد به نقل یک تئوری حکومتی استخراج نموده و در دوران ما بدین وسیله حکومتی اسلامی ایجاد نمایند،
با در جایی فرموده بودید که اگر نظریه ولایت فقیه را نقد می کنید لازم نیست جایگزینی مطرح نمایید، اما وقتی در موازنه دنیای کفر و دنیای اسلام قرار داریم، استقامت دنیای اسلام منحصر به یک تئوری باشد و استقامت دنیای کفر نیز منحصر به یک تئوری یعنی دموکراسی باشد هر گاه که به نقد یکی از این دو نظریه بپردازید باید به الزام عقلی برای جلوگیری از فروپاشی و تسلیم نظریه ای جایگزین و قوی تر از نظریه قبلی ارائه دهید.
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:20 ق.ظ
سلام جناب مجید و ممنون از این که وقت گذاشتید اما در پاسخ به گفته های شما: 1- گفته اید که " مگر می شود" یک تقیید عقلی است و هیچ عاقلی نمی پذیرد. جمله مگر می شود حداکثر می تواند وجه سلبی را اثبات نماید اما در وجه ایجاب نمی تواند رهنما باشد توضیح آن که با پرسش شما حداکثر می توانیم بگوئیم از قاعده لطف خداوند به دور است که برنامه برای حکومت نداشته باشد ولی این به ما نمی گوید که چه برنامه ای و به طریق اولی به ما نمی گوید که ولایت فقیه اثبات می شود، در ضمن خوب است برای عقلا تعیین تکلیف نفرمایید ظاهرا فرق قائده عقلی و عقلایی را می دانید و نیاز به تذکار آن نیست 2- متاسفانه من در اینجا با شما موافق نیستم خداوند پیامبران را فرستاده است تا آن ها را توحید دعوت نمایند و بشیر و نذیر باشند و " ما انت علیهم بجبار" در شان پیامبر اکرم است. معنای آیه کاملا روشن است. در ثانی این صرفا ادعاست که فلسفه حضور و ظهور ائمه ( ع) در رساندن مردم به ولایت پذیری مردم است. علاوه بر آن در حال حاضر اختلاف ما بر سر ولایت ائمه نیست بلکه بر سر ولایت فقیه است که به دلایلی چند به هیچ وجه فقیه در شان امام قرار نمی گیرد الف- عدم عصمت فقها ب- فقدان علم لدنی ج- محصور نبودن علم ائمه به علم فقه د- عدم کفایت علم فقه برای مدیریت جامعه. علاوه بر آن در علم فقه قائده ای داریم که هیچ انسانی بر انسان دیگر ولایت ندارد مگر خلاف آن را بتوانیم اثبات کنیم یعنی برای ولایت فقیه باید دلیل آورد و کسی که ولایت فقیه را به سبب عدم قوت دلایل باور ندارد هیچ گونه حرجی بر او نیست 3- من تعریف شما را از ولایت مطلقه نمی دانم ولی ظاهرا قید اطلاق، اعم است و از طرف دیگر طرفداران ولایت مطلقه، ولایت را بر تمام جنبه های زندگی اعم از عمومی و خصوصی جاری می دانند 4- احتمال می دهم که شما استدلال های امام خمینی را قبول داشته باشید. اگر به کتاب ولایت فقیه ایشان مراجعه کنید خواهید دید که در ابتدای کتاب، ایشان می گویند ولایت فقیه از امور بدیهی است که تصور آن موجب تصدیق می شود
مجید با سلام به دوست خوبم وحید حلاج و تشکر از اهتمام حضرتعالی در پیگیری موضوع، باید عرض کنم که ترجیاً من از آخرین این قسمت به فرمایشاتتان پاسخ خواهم داد، اینکه فرموده اید امام خمینی در کتاب ولایت فقیه شان چه گفته اند بهتر است بدانیم که این کتاب حاصل اجتهاد ایشان در سالهای قبل از انقلاب است و در سالهای بعد از انقلاب و درگیری عینی ایشان با موضوع حکومت و اداره اسلامی جامعه نظریه ایشان تکامل یافته و تغییر در مقیاس یافته اند لذا باید نظریات اواخر عمر شریف ایشان در باب ولایت مطلقه فقیه را که ایشان آن را مانند ولایت رسول الله می دانند ثانیا قید اطلاق که به فرموده شما افاده عموم می کند با تخصیص عقلی مخصص می شود یعنی عقل می گوید که کسی که معصوم نیست نمی تواند بر امور خصوصی کسی ولایت داشته باشد پس اطلاق ولایت او در بعضی از زمینه هاست که عرض کردیم اطلاق ولایت در جهت گیری هاست و بنده با کسان دیگری که نظریات دیگری دارند کاری ندارم اما فرموده بودید که خداوند پیامبران را فرستاده است تا مردم را به راه توحید دعوت کنند و آنها تنها بشیر ونذیر هستند که این حرف درست است و البته هادی اما روایات و مضامین بسیاری داریم که می گویند برادران مومن هم بسته به ظرفیت ایمانی خویش بر هم ولایت دارند و حتی آیاتی از قرآن مجید هم بر این معنا دلایت دارند مانند آیه 71 سوره توبه که خداوند متعال می فرماید:و المومنون و المومنت بعضهم اولیاء بعض یآمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و ..... پس فحوای آینه نیز موید مطلب است که بعض مردان مومن و زنان مومن بر بعض دیگر ولایت و سرپرستی دارند و آنها را امر به معروف و نهی از منکر و امر به زکات و خمس و نماز و همه آنچه اسلام دستور داده می کنند. بعد فرموده اید که مگر می شود بر اساس قاعده لطف به ما برنامه حکومت و علی الخصوص تئوری ولایت فقیه را نمی گوید، بله درست است اما همانطور که خود نیر معترف بودید ضرورت استخراج آنچه مدنظر شارع مقدس برای ایجاد حکومت و برنامه های او برای حکومت می باشد را برای ما تمام می کند زیرا همانطور که شما نیز قبول دارید بر اساس قاعده لطف وجود برنامه برای حکومت از طرف خداوند حتمی است اما اینکه آن برنامه چیست باید کار اجتهادی و فقهی انجام گیرد.(جواب هر قسمت از سئوالات در همان قسمت نوشته می شود)
سه شنبه 29 تیر 1389 11:34 ب.ظ
نکته قابل توجهی رو مطرح کردید.
واقعا راجع به کوچکترین موضوعات هم اسلام مباحث مفصلی رو مطرح کرده و ...
مجید ممنون از حضور سبزتون
سه شنبه 29 تیر 1389 06:43 ب.ظ
سلام وعرض ادب وتشکر به خاطر حضور ولطفتون.از بابت غلط تایپی شرمنده گاها مجبورم یه مطلبی روزودتربنویسم وبه همین خاطراشتباه هم زیاد میشه.متاسفانه بحث ولایت فقیه مطلقه با تشبیه به حکومت مطلقه دیکتاتوری اشتباه میشه در حالیکه دست ولایت فقیه بسته تر از حکومت دیکتاتوری مطلقه فردی هستش.تا دیداری دوباره یاحق
مجید تفاوت نوع مدیریت اذا امر مولی بعبده یعنی همان دیکتاتوری که شما می فرمایید با مدیریت خلافتی که همانا ولایت مطلقه فقیه است بسیار زیاد است
دوشنبه 28 تیر 1389 09:58 ب.ظ
از اینکه ولایت مداری ما را مستحکم می کنید ممنونم واقعا بدون رهبری که از احکام اسلام سر در بیاره چطور میشه جامعه را برای ظهور آماده کرد؟!
مجید با تشکر و تقدیر از شما دوست گرامی، جبهه فرهنگی یکی از مشکلترین جبهه هاست زیرا تشخیص دوست از دشمن و خودی از غیر خودی بسیار سخت و دشوار است
دوشنبه 28 تیر 1389 07:56 ب.ظ
جالب است که شما با " مگر می شود" همه چیز را اثبات می کنید. بله می شود که خداوند عقل جمهور مسلمین را مبنا قرار دهد. می شود که پیامبر و امامان (ع) را آورده باشد تا دست کودکی بشر را بگیرند و به او راه رفتن بیاموزند تا او بتواند راه برود. حال من از شما می پرسم. آیا خداوند قادر نبود تا امام را به عدد 12 محصور نکند و الی یوم القیامه امام بیافریند؟ آیا خداوند متعال قادر نبود که اما دوازدهم را در پس پرده غیبت فرو نبرد و او را در طول تاریخ ظاهر نماید و با قدرت مطلقه خویش او را در حالی که ظاهر است از دشمنان محفوظ بدارد؟ آیا این از حکمت خداوند به دور نیست که به بشری جائز الخطا ولایت بر جان و مال دیگر آدمیان بدهد تنها به این دلیل که امام دوازدهم غائب است؟ آیا این است معنای ولقد کرمنا بنی آدم؟ ولایت مطلقه فقیه نه از امور بدیهی است که با تصور آن تصدیقش معلوم بشود و نه الطاق بالطاق با قائده لطف خداوند هنوا است. خداوند انسان ها را عقل عطا فرموده و بر طبق همین عقل به آنان مسئولیت داده است. ولایت مطلقه تنها از آن خداست و بس
مجید با سلام به آقای وحید حلاج ممنون از اینکه نظر خویش را اعلام نموده و نقد فرمودید، برادر خوبم لفظ مگر می شود یک تقیید عقلی است یعنی از عقل به دور است و هیج عاقلی نمی پذیرد، اما اینکه فرموده اید که « بله می شود که خداوند عقل جمهور مسلمین را مبنا قرار دهد.» باید بگویم معنای بلوغ عقلی و سیاسی و اجتماعی و مذهبی در دین مبین اسلام معنای خودمختاری و آزادی بدون قید و بند نیست بلکه معنای آن رسیدن به مرحله واگذاری اختیاری عنان و افسار خویش به شارع مقدس و امامان معصوم است نه عقل خودمختار و خودبنیاد جمهور، اصلا فلسفه حضور و غیبت امامان معصوم هم رساندن مردم به مرحله ولایت پذیری و بلوغ در ولایت پذیری است، ثانیا ولایت الهیه مطلقه مفوضه فقیه در جهت گیری های کلان و هر موضوعی که ربط به این جهت گیریهای داشته باشد است نه دخالت در زندگی خصوصی افراد، بله اگر جهت گیری اسلام و در واقع بیضه اسلام در مقابله با کفر جهانی در خطر باشد ولایت مطلقه فقیه دستور جهاد می دهد ولی هیچ کس را بالاجبار به سمت جهاد نمی برند مگر طبق قوانین هر کشوری مانند سربازی اجباری که در بسیاری از کشورها وجود دارد، سوما ما ادعا نکردیم که ولایت مطلقه فقیه از امور بدیهی است که با تصور آن تصدیقش معلوم بشود به همین خاطر برای اثباتش استدلال های عقلی خود را نوشته ام و نهایتا اگر قرار بود که خداوند عقل را به تنهایی ملاک هدایت قرار دهد دیگر بعثت انبیاء و امامان معصوم لغو می باشد و ما هم در عنوان بحث و توضیح آن گفته ایم که ولایت الهیه مطلقه مفوضه فقیه یعنی قید مفوضه برای رفع سئوال آخر شماست.
اما از شما سئوال می کنم که برفرض که بپذیریم این نظریه غلط است، حال سئوال می کنم چه نظریه ای برای اداره جامعه اسلامی دارید، اگر شما دموکراسی را پیشنهاد می دهید تمام اشکالات مطرح شده از طرف شما به همین مبنا نیز وارد است ضمن اینکه در دموکراسی دیگر خبری از شرع مقدس نیست تا برنامه هدایت اجتماعی را ارائه دهد و فقط عده ای از عقلاء بر اساس منافع حزبی از طریق فریب افکار عمومی بر اکثر مردم حکومت می کنند.
حال چه کسی گفته است که اختیار جان و مال مردم در اختیار یک حزب و منافع آن حزب که نه تنها جایز الخطاء که یقین الخطاء هستند باشد؟
اگر قرار بود که عده ای از عقلاء عنان اختیار مردم را با عقل خویش در اختیار بگیرند چه دلیل داشت که بعد از پیامبر خداوند جانشین معین کند این در حالی است که همه مسلمین و حتی اهل سنت به جانشینی حضرت امیر المومنین و اولاد او در روز عید غدیر اعتراف و اذعان نموده اند.
سئوال بعد اینکه ولایت مطلقه خدا بر هدایت بشر از کدام ساختار در زندگی بشر تحت مدیریت دموکراسی یعنی حکومت یک حزب خاص با مدیریت تمایلات مردم جریان پیدا خواهد کرد؟
و بسیاری دیگر از سئوالات که امروز در مبنای دموکراسی مطرح است.
شنبه 26 تیر 1389 04:16 ب.ظ

جناب ریس جمهور عکس از اندام دیگر صیغه ایست؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی